تبلیغات
متوسلین به حضرت زینب سلام الله علیها
بسم الله الرحمن الرحیم 
برای این که چشم دشمنان آقا اسدالله الغالب مولا علی ابن ابی طالب کور بشه ..
اشهد انّ علیّ ولی الله 

برچسب ها: علی. ولی الله . علی . علیه السلام،

تاریخ : جمعه 4 تیر 1395 | 04:18 ب.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

                                                    میلاد حضرت علی اکبر و روز جوان مبارک ...

سرود  آقا امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام  و آقا علی اکبر علیه السلام

نام آقا دل هارو  اسیر و شیدا می کنه             حیدر حیدر

عشق حیدر عَالَمـو غرق تمنا می کنه            حیدر حیدر

روز محشر تو ببین علی(ع) چه غوغا می کنه  حیدر حیدر

            علی(ع) علی(ع) علی(ع)  حیدر حیدر حیدر 

برده ای ، دل از همه ارض و سماء           حیدر حیدر

عیـدی اهـل ولا ،تو این شـب ها            حیدر حیدر

دادن برات اربعین ما، بـه کـربـلا            حیدر حیدر

            علی(ع) علی(ع) علی(ع)  حیدر حیدر حیدر 

اومده  عشق حسین (ع) گل پسر ارباب ،     علی (ع)

نوه ی شیـر خدا ،  نور دلِ زهـرا (س) ،     علی(ع)  

تـو بـبـین خود ِ خود ِ پـیـمبری   ،      علی (ع)

    لاله ی  لیلا(س) علی (ع)،    از همه دل می بری

    به عشق ارباب حسین(ع)   ما رو حرم می بری   (انشاءالله)

شاعر : الاحقر مصطفی مشهدی صادق

      صل علی محمد(ص)          دلبر ارباب آمد 

روز جوان بر جوانان غیور ایران زمین مبارک

                             سلامتی آقا امام زمان (عج) صلوات 

شادی روح پیر غلام اهل بیت (ع) مرحوم حسین مشهدی صادق صلوات




طبقه بندی: امام علی (ع)، حضرت علی اکبر (ع)، اشعار،
برچسب ها: علی اکبر(ع)، سرود، متوسلین به حضرت زینب، سلام الله علیها، روز جوان، مشهدی صادق،

تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 10:32 ق.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم

وفات حضرت زینب - عکس شهادت حضرت زینب ...

متن روضه وفات حضرت زینب سلام الله علیها-حاج حسن اخباری

السلام علی المهدی و علی آبائه الطاهرین

در چرخ ولایت است كوكب، زینب
علّامه نارفته به مكتب، زینب
گفتم به خرد: یگانه دوران كیست؟
بی پرده دوبار گفت: زینب، زینب

زینب که از خدا صلوات مکررش
زینب که بعد فاطمه خوانند کوثرش

آن شیردخت شیر الهی که گفته اند
در خاندان شیرخدا شیر دیگرش

این است آن سلاله زهرا که انبیا
گلبوسه می نهند به قبر مطهرش

شب نیمه ماه رجب امشب شب زیارتی ایاعبدالله الحسین، خیلی دلت آماده است امشب،برا زینب بلند بلند گریه كنید،منم امشب همراه دل تو میام تا تل زینبیه،

زهرای دومی که نشد در تمام عمر
عباس بی اجازه نشیند برابرش

از مدینه تا مکه و تا کربلا هروقت میخواست پیاده بشه، آقا قمر بنی هاشم خودش نزدیک میومد. به جوانهای بنی هاشم میگفت کوچه باز کنید زینب میخواد پیاده شه، قد و بالای دختر علی رو کسی نباید ببینه.

زهرای دومی که نشد ...

علامه ی معلمه نادیده ای که بود
تیغ سخن به خطبه چو شمشیر حیدرش

کجا زینب درس خونده؟ در کدام مکتبی زینب این همه معارف و این همه بیان فراگرفته؟
کلاس زینب محضر علی بوده، این بیان رو از بیان مادرش فاطمه فراگرفته.

هفتاد داغ بر جگرش بود، باز هم
لرزید کوفه از کلمات چو تندرش

از اول صبح عاشورا تا بعد از ظهر پا به پای ابی عبدالله هی رفت میدان و کشته بغل کرد تو خیمه ها،
اگر کنار بدن علی اکبر خودش رو نمیرسوند، همون جا حسین جان میداد

عبدالله جعفر سوال کرد، بی بی شنیدم وقتی عزیزانتو از میدان آوردن از خیمه بیرون نیومدی. فرمود: عبدالله! نمیخواستم تو اون لحظه چشمم به چشم حسین بیفته.
ببینم امشب چقدر ارادت داری خدمت عمه سادات؟  امشب می تونی صداتو آزاد كنی برا زینب بلند بلند گریه كنی،این احتمال رو بدید صاحب عزا دم در مهدیه ایستاده،خودش فرمود،مجلس عمه جان منو گرم كنید،دوستان من برا زینب بلند بلند گریه كنند،

لزرید کوفه از کلمات چو تندرش

 جانم زینب

راس حسین خطبه او را چو می شنید
میکرد افتخار که اینست خواهرش

از خشت مسجد کوفه ندا رسید
این شیرزن علیست به بالای منبرش

کرب و بلا، کوفه، شهر دمشق، نه
گردید کل عالم هستی مسخرش

اراده کرد دم دروازه کوفه، تا موقعیت رو آماده دید برای سخنرانی فرمود:

اسکتوا! نقسها در سینه ها ماند. زنگها از صدا افتاد. چه کسی میخواد حرف بزنه؟
مردم کوفه با بیان علی آشنا بودند. با سخن علی انس داشتن. بعضی ها گفتند

نکنه علی زنده شده داره حرف میزنه
نزدیک خیمه اومدند دیدند نه! دختر علی نشسته.

آن شب که در خرابه نماز نشسته خواند ...

امام سجاد فرمود: ندیده بودم نافله شبت رو نشسته بخونی.

آن شب که در خرابه نماز نشسته خواند
آن شب که ریخت خون دل از دیده ترش

آن شب که دفن کرد یتیم سه ساله را (حسین)....

بی خود نبود وقتی اربعین وقتی اومد کربلا گفت حسینم،

همه مصیبتها یک طرف، عزیز دلم داغ رقیه ات زینبت رو کشت.

خادمه اشون گفت دیدم امروز حال بی بی مساعد نیست،

فرمود از میان حجره، بسترم رو توی حیاط بینداز
گفتم بی بی جان! آفتابه! هوا گرمه
فرمود: میدونم، اما این دقیقه های آخر من که یادم نمیره،
خودم دیدم بدن حسینم، خودم دیدم حسینم برهنه و عریان میان گودی قتلگاه

وصال مادر و دختر بود امشب تماشایی
دو مظلومه کتک خورده، وای وای ...

مادرش رو تو کوچه های مدینه زدند، مادرش بین در و دیوار،
اما زینب رو کنار گودال قتلگاه ...

وصال مادر و دختر بود امشب تماشایی
دو مظلومه کتک خورده، کنند از هم پذیرایی
پس از قتل حسین دگر تنهای تنها بود
کلام آخر او هم حسینم وا حسینا بود

خودش فرمود شما نبودید ببینید، بدن حسینم رو زیر سم اسبها بردند.

 شما نبوید ببینید سر حسینم رو چهل منزل بالای نی....  فرج آقا امام زمان (عج) ... یا حسین (ع)

سلامتی آقا امام زمان (عج) صلوات شادی روح پیر غلام اهل بیت (ع) مرحوم حسین مشهدی صادق صلوات




طبقه بندی: حضرت زینب سلام الله علیها، مطالب،
برچسب ها: حضرت زینب، سلام الله علیها، روضه، متن، شهادت، وفات،
دنبالک ها: پایگاه باب الحرم،

تاریخ : یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 | 11:50 ق.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم

کربلایی رضــــا رســـولــی

[(من زینبم ولی نه اون زینب قدیم2
ذکر لبم حسین حسینه یه سال ونیم2)2
(ای داد غمی تو چشمامه
یه پیرهن خونی میون دستامه)2
(کاش بیاد حسینم که دیگه دیره
کاشکی زیر تابوتمو بگیره2
خواهرش غریبونه داره می میره)2
ای حسین من ای غریب مادر]2
واغربتا،یادم نمیره که چی دیدم2
کرب وبلا،تو قتلگاه خیلی ترسیدم2
(دشمن به نیت آزار
رو حنجرش خنجر
کشید دوازده بار)2
شمرو دیدم از قتلگاه رسیده
که میلرزه و رنگ و روش پریده
هی نشون میداد یک سر بریده
ای حسین من ای غریب مادر
حسین حسین حسین حسین
***
[(من زینبم ولی نه اون زینب قدیم2
ذکر لبم حسین حسینه یه سال ونیم2)2
(ای داد غمی تو چشمامه
یه پیرهن خونی میون دستامه)2
(کاش بیاد حسینم که دیگه دیره
کاشکی زیر تابوتمو بگیره2
خواهرش غریبونه داره می میره)2
ای حسین من ای غریب مادر]2
مونده هنوز رو دست وپاهام رد طناب2
به کی بگم که بردنم مجلس شراب2
طشت زر و پریشونی
یه خیزرون اونو
لبی که شد خونی2
جوری میزد انگاری ثوابه2
*یه مرتبه دلش زینب رفت*
(یه سر و طبق گوشه خرابه
یاد اون سه ساله دلم کبابه)2
جوری میزد انگاری ثوابه
ای حسین من ای غریب مادر
[(من زینبم ولی نه اون زینب قدیم2
ذکر لبم حسین حسینه یه سال ونیم2)2
(ای داد غمی تو چشمامه
یه پیرهن خونی میون دستامه)2
(کاش بیاد حسینم که دیگه دیره
کاشکی زیر تابوتمو بگیره2
خواهرش غریبونه داره می میره)2
ای حسین من ای غریب مادر]2
حسین حسین

دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری

سلامتی آقا امام زمان (عج) صلوات شادی روح پیر غلام اهل بیت (ع) مرحوم حسین مشهدی صادق صلوات




طبقه بندی: حضرت زینب سلام الله علیها،
برچسب ها: شهادت، وفات، حضرت زینب سلام الله علیها، زمینه سینه زنی،
دنبالک ها: سایت باب الحرم،

تاریخ : یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 | 11:31 ق.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات

شعر غلامرضا سازگار درباره حضرت زینب(س)

تو کیستی فروغ چراغ هدایتی
تـو لنگر سفینۀ نـوح ولایتـی
ناخوانده درس، عالمه علم عالمی
مکتب نـرفته، بـحر وسیع روایتی
با چادرت بـه دایرۀ حشر، سایبان
بـا معجرت بـه معرکۀ صبر، رایتی
بودی ز خردسالی خود یاور حسین
هم خواهر حسینی و هم مادر حسین
فُلک نجات را به خدا ناخدا تویی
بال و پر عروج به سوی خدا تویی
هم سنگر امام شهیدان قدم قدم
از ابتدا تو بودی و تا انتها تویی
روز جهاد همره و همگام فاطمه
هنگام خطبه هم نفس مرتضی تویی
ماهِ دو مهرِ فاطمه و کوکب علی
آیینۀ حسین و حسن، زینب علی

اعجاز کرده خالق عالم به مدح تو
بگشوده لب پیمبر اکرم به مدح تو
با رمز کاف و ها که به قرآن نوشته است
آغاز گشته سورۀ مریم به مدح تو
بعد از چهارده صده با عشق و افتخار
گوید سخن هماره مُحرم به مدح تو

با آنکه در فراق و غم و رنج زیستی
تاریخ کوچک است بگوید تو کیستی

تـا روز حشر، خون خدا را پیمبری
بازآ بخوان خطابه که شمشیر حیدری
هم ذوالفقار خشم علی در خطابـه‌ای
هم مصحفِ مـطهرِ زهـرای اطهری
عیسی اگر نظر بـه تو و مادرش کند
گویـد عزیز فاطمه بالله تـو برتـری
عباس اگر چه هست گرامی برادرت
حاشا که بی اجازه نشیند به محضرت


بر عزم و غیرت تـو خدا گفت آفرین
وقتی که خلق کرد تـو را، گفت آفرین
وقتی به قتلگاه گشودی زبان بـه شکر
زهرا گشود لب بـه دعا، گفت آفـرین
تا شد ز خطبۀ تو نفس‌ها به سینه حبس
بـر نیـزه سیدالشهدا گفت آفـرین
نطقت بـه کوفه معجزۀ ذوالفقار کرد
بر چون تو شیر دخت، علی افتخار کرد

وحی خدا بـوَد سخن دلـربای تـو
انداخت نقش، بوسه محمل به پای تو
تاریخ شاهد است که تا صبح روز حشر
خون حسین موج زنـد در صدای تـو

هر جا بـه یاد کرب و بلا خیمه می زنند
آن خیمه گوشه ایست ز صحن و سرای تو
بعد از حسین، فاطمه را نـورعین تـو
در چشم جان ما تو حسینی،حسین تو

کو مرد تـا که مثل تـو سینه سپر کند
از دین حق چو فاطمه دفع خطر کند
هم شیر روز باشد و هم پارسای شب
شب را همه به ذکر و عبادت سحر کند
از کربلا بـه کوفه و از کوفه تا به شام
بـا رأس غرقِ خون بـرادر سفر کند
داغ حسین اگر جگرت را کباب کـرد
داغ سه‌ساله جان تو را سوخت، آب کرد

ای مانده کوه درد و غمت روی شانه‌ها
از کعبِ نی بـه پیکر پـاکت نشانـه‌ها
داغت شراره‌ای بـه همه آشیانه‌ها
ذکر تـو و حسین تو قرآنِ خانه‌ها
تنها ز تـازیـانه تن تـو نشد کبود
بـر قلب ماست آن اثـر تازیانه‌ها
ایمان و عشق وغیرت ودین را چو آب برد
دشمن تو را بـه جانب بـزم شراب بـرد

از بس که داغ مانـد روی داغ بـر دلت
همچون خیام کرب و بلا سوخت حاصلت
در بین خنده و کف و شادی به شام بود
هجده سر بـریـده در اطراف محملت

روزی بـه روی دامن پـر مهر فاطمه
روزی دگر بـه گوشۀ ویـرانـه منزلت
در خلوت تو اشک و دعا و انـابـه بود
یک شب سر بریـده چراغ خرابـه بود

بر غربت تو شمع شب تار گریه کرد
در لاله زار آبـله‌ات خار گریـه کرد
حتی سه ساله‌ای که به ویرانه دفن شد
تا صبح بـا دو دیدۀ خونبار گریه کرد
آن شب که روی دامن طفلش گرفت جا
رأس بریده بهر تـو بسیار گریـه کرد
مانند مادرت که غریبانـه دفن شد
دردانه‌ات به گوشۀ ویرانه دفن شد

اشک تو سیل چشم همه خلق عالم است
بـا آه تـو همیشه جهان مـاه ماتم است
وقتی تو در خرابه نهی روی خود به خاک
در چشم شیعه، ماه صفر هم محرم است
نبوَد عجب بسوزد اگر هست و بود را
تا شعله‌های دل ثمر نخل "میثم" است
چشمی بده که باز بگریم برای تو
آتش بزن که آب شوم در عزای تو

شعر سید جمال الدین شهرزاد برای حضرت زینب(س)

السلام ای دختر شاه نجف             السلام ای صابر صحرای طف
السلام ای چادر زهرا به سر           السلام ای نور خورشید و قمر
السلام ای مقتدای عالمین              السلام ای خواهر خوب حسین
السلام ای بانوی ماتم زده              صبر تو صبر جهان بر هم زده
السلام ای تار و پود فاطمه              دختر صورت کبود فاطمه
السلام ای مظهر شور و شعور         پای تا سر عشق سر تا پا حضور
السلام ای کربلا در کربلا                ای به ایمان برادر مبتلا
السلام ای خطبه خوان شهر شام     خواب را کردی به بدخواهان حرام
السلام ای چشم زیبا بین عشق      زینب کبری و زهرای دمشق

شعر مصطفی متولی برای حضرت زینب(س) اربعین

از جان خود اگر چه گذشتم به راحتی

دل كنده ام ولی ز تنت با چه زحمتی

می خواستم به پات سرم را فدا كنم

اما به خواهر تو ندادند مهلتی

كی گفته قطعه قطعه شدن درد آور است؟

مُردن به عشق تو كه ندارد مشقتی

بهتر نبود جای تو من كشته می شدم؟

بی تو چگونه صبر كنم.... با چه طاقتی؟

از بس برای زخم لبت گریه كرده‌ایم

چشمی ندیده‌ام كه ندیده جراحتی

تو رفتی و غرور حریمت شكسته شد

هنگام غارت حرم، آن هم چه غارتی

آتش زدند خیمۀ ما را و بعد از آن

دزدیده شد تمامی اشیاء قیمتی

این بچه ها تمامی شان لطمه خورده‌اند

با من ولی به شكوه نكردند صحبتی

غصه نخور حقیر نشد خواهرت حسین

از فتح شام آمده‌ام با چه هیبتی

شرمنده‌ام رقیۀ تو در خرابه ماند

لطفی كن و سراغ نگیر از امانتی

عباس اگر نبود اسارت چه سخت بود

ممنونم از حمایت آن چشم غیرتی




طبقه بندی: حضرت زینب سلام الله علیها،
برچسب ها: حضرت زینب، سلام الله علیها،
دنبالک ها: اشعار درباره حضرت زینب سلام الله علیها،

تاریخ : یکشنبه 25 بهمن 1394 | 05:12 ب.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات

                         بسم الله الرحمن الرحیم

من از اشکی که می ریزد زچشم یار می ترسم...

از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم...

رها کن صحبت یعقوب و دوری و غم و فرزند...

من از گرداندن یوسف ، سر بازار، می ترسم...

همه گویند این جمعه بیا ، اما درنگی کن...

از اینکه باز عاشورا شود تکرار می ترسم..

اشتیاق کوفیان و دعوت یار بر سر نیزه...

من از آمین مردم در تعجیل حضور یار می ترسم...

 

...حالا دل خودمان را به دست ارباب بی کفن اباعبدالله(ع) بسپاریم و از خدا بخواهیم 

به مظلومیت آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام یار حقیقی آقامون باشیم . انشاء الله 

الـلـهـم عـجـل لـولـیـک الـفـرج ( صلوات )




طبقه بندی: اشعار، مطالب،
برچسب ها: حضرت، حجت ابن الحسن عسکری، عجل الله تعالی و فرجه الشریف، صاحب الزمان، متوسلین به حضرت زینب، سلام الله علیها،
دنبالک ها: هیأت انصارالمهدی (عج) کناره،

تاریخ : چهارشنبه 20 آبان 1394 | 10:08 ق.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات
                    بسم الله الرحمن الرحیم
               امشب حسینـم ذکر یـا رب گرفت        
              زینب(س) دلش بر یاد مادر گرفت
      پشت خیمه روند                     خار و ها را کنند
                  فـردا دلـم بـر این گـواه است
                  حسین(ع) میانِ قتلگاه است
مظلوم حسین (ع) جان  
مظلوم حسین (ع) جان
              جانِ برادر گـو به زینب (س) کنون
              داغت به دلـها می نهد خصم دون
      زینب (س) و اسارت           سیلی و جسارت
               زینب (س) بمیرد از غـم ِتو
               از نــالـه هـای مــاتـم  ِ تـو
 
مظلوم حسین (ع) جان   مظلوم حسین (ع) جان

شاعر: الاحقر مصطفی صادقی تقدیم به ارواح مقدس پیرغلامان اهل بیت علیهما السلام و پیرغلام اهل بیت حاج حسین صادقی

سلامتی آقا امام زمان (عج) صلوات شادی روح پیر غلام اهل بیت (ع) مرحوم حسین مشهدی صادق صلوات


طبقه بندی: امام حسین (ع)، اشعار،
برچسب ها: امام، حسین، اباعبدالله، حضرت، زینب، سلام الله علیها،

تاریخ : شنبه 2 آبان 1394 | 08:27 ب.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات
بسم الله الرحمن الرحیم

ای که از روز ازل ما را جدا کردی حسین(ع)

یک نگه کردی و ما را مبتلا کردی حسین(ع)

حاجت دنیایی و عقبایی ما را که هیچ

حاجت پیغمبران هم روا کردی حسین(ع)

خون تو خون خدا خون نبی خون همه

تو تمام دهر را صاحب عزا کردی حسین(ع)

گر نبودی باب توبه تا قیامت بسته بود

باب رحمت را به روی ما تو وا کردی حسین(ع)

نان شبه حب دنیا باعث قتل تو شد 

تا بماند اصل دین خود را فدا کردی حسین(ع)

یاد دادی وقت فتنه جان نثاری واجب است

این چنین حق را ز باطل‌ها جدا کردی حسین(ع)

دشمنت هم دست خالی از کنارت برنگشت

تو کرم اندازهٔ لطف خدا کردی حسین(ع)

با لب خشکیده‌ات زیر فشار چکمه‌ها

مادرت شاهد بُوَد ما را دعا کردی حسین(ع)

**************************************

تقدیم به پیر غلامان ارباب بی کفن آقا امام حسین علیه السلام

ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺷﺪﻡ ﭘﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﻧﻮﮐﺮﯼ ﭘﯿﺮ،ﺑﻪ ﺗﻌﺒﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ‌

ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻡ ﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺯﻧﺠﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﻃﻔﻞ ﺟﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﭘﯿﺮﯼ

ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﺵ ﺷﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ» 

ﺷﯿﺮ ﻣﻬﺮ ﭘﺴﺮ ﻓﺎﻃﻤﻪ(س) ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺎﻣﻢ

ﺩﺭ ﺍﺯﻝ ﺭﯾﺨﺖ ﻋﻠﻤﮕﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺑﺮﭘﺎﯾﯽ نامش ﻫﺴﺘﻢ

ﻓﮑﺮ ﻭ ﺫﮐﺮﻡ ﺷﺪﻩ ﺩﺭﮔﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻢ ﭼﻮ ﺣﺒﯿﺐ ﺑﻦ ﻣﻈﺎﻫﺮ ﺍﻧﮕﺎﺭ

ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﻘﺪﯾﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﭘﺎﯼ ﻋﻠﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ

ﭼﺸﻢ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

***************************


شادی ارواح پیر غلام اهل بیت حسین صادقی صلوات




طبقه بندی: امام حسین (ع)، اشعار،
برچسب ها: امام، حسین، اباعبدالله، حضرت، زینب، سلام الله علیها،
دنبالک ها: نینوا پایگاه اشعار و مرثیه اهل بیت،

تاریخ : جمعه 24 مهر 1394 | 07:33 ب.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات

التماس دعا.. صلوات

ای که از روز ازل ما را جدا کردی  حسین(ع)

یک نظر کردی و ما را مبتلا کردی حسین(ع)  //

حاجت دنیایی و عـقـبـایی ما را که هـیـچ

حاجت پیغمبران را هم روا کردی حسین(ع)




طبقه بندی: مطالب،
برچسب ها: محرم، امام حسین؛،

تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394 | 10:13 ق.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم
الا یا اهل العالم People of the world ای مردم دنیا
پیرو مباحث قبلی پیرامون شیطنت وهابی ها 1، 2 ، 3 ، 4 و 5 این بار جنایات وهابیون با بی کفایتی رژیم بد نام آل سعود بر علیه مسلمانان دنیا :
 در بخش دوم این سری از مباحث ، یادآور شدیم که رژیم بی کفایت آل سعود با همکاری شیطان پرستان ( که این خود نمونه ی بارز بی دینی رژیم منحوس آل سعود و وهابیون بی دین می باشد ) نماد شیطان ( آبلیسک ) را به بهانه ازدحام جمعیت و کشتار حاجیان در سال 1383 در منی جمع نموده و به جای آن دیوار کشیدند

کشتار منا در سال 1388

حال این سوال به ذهن می رسد ؛ چرا این فاجعه دردناک بایستی رخ دهد ؟ آیا بهتر نیست رژیم بی کفایت آل سعود به جای جنگ در ماه حرام  به امور مربوط  زائران حج برسد؟؟؟ آیا کشتار مردم بی دفاع و مظلوم یمن نوعی دین داری است ؟؟

موضوع این بخش نحوه کشتار زائران و عدم پاسخگویی مسئولان آل سعود است که به آن می پردازیم ...

کشتار زائران منا در سال 1394

یک سوال بسیار مهم اصلا چرا آل سعود باید مستولیت حفاظت از قبله اول مسلمین را بر عهده داشته باشد ؟؟؟

آیا کشتار زائران آن هم در رمی جمرات ، فتنه شیطان پرستان و آل منحط سعود و وهابیت بی دین نیست ؟؟

مسلمانان به خود بیایید و بازیچه دست این بی دینهای از خدا بی خبر نشوید ، زیرا این ها در جای جای دنیا مسلمانان را به جون هم می اندازند.

اگر در میانمار یک عده بی دین ، مسلمانان را قتل و عام می نمایند در اینجا مسلمانان را به جون هم می اندازند. در زمان پیامبر اکرم حضرت محمد صوات الله علیه و آله با کفار در ماه حرام جنگ نمی کرد که این از خدا بی خبرها انجام می دهند.

اگر در قبله اول مسلمین رژیم وحشی صهیونیست مسلمانان فلسطین را می کشد آنها شبه یهودی و صهیونیست هستند و از ابتدا با خود حضرت موسی علیه السلام هم مشکل داشتند سپس با پیامبر خاتم (ص) حال چگونه اینها به اسم مسلمانی به خود اجازه می دهند مردم را به کشتن بدهند ( چه با جنگ و چه با بی مسئولیتی در قبال حجاج ) ؟

در آخر امیدوارم با ظهور منجی عالم بشریت وجود نازنین حضرت حجت بن الحسن آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  به این همه بیداد و بی عدالتی پایان دهد . اللهم ارنی الطلعه الرشیده .. انشاءالله  




طبقه بندی: مطالب،
برچسب ها: شیطنت وهابی ها، جنایات، آل سعود، کشتار منا، متوسلین به حضرت زینب سلام الله علیها،
دنبالک ها: سایت نمناک، شیطنت وهابی‌ها 1 در مخدوش ساختن نام مبارك امام مهدی (عج) + عکس، شیطنت وهابی‌ها 2 ( تغییر عقاید مسلمانان و رواج نماد شیطان پرستی - آبلیسک + عکس )،، شیطنت وهابی‌ها 3 ( تخریب قبرستان بقیع در 8 شوال و روز تخریب بقیع + یوم الهدم + عکس )،، شیطنت وهابی‌ها 4 ( حذف گنبد مسجد النبی (ص) از آرم شهر مدینه + عکس )،، شیطنت وهابی‌ها 5 ( جنایات وهابی ها و آل سعود بر علیه مردم مسلمان و بی دفاع یمن+ عکس،

تاریخ : چهارشنبه 8 مهر 1394 | 09:50 ق.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات
             بسم الله الرحمن الرحیم
http://img.noodi.net/uploads/137543827473151.jpg

نشانه‌های ظهور به مجموعه رویدادهایی گفته می‌شود که به‌باور بسیاری از شیعیان در آستانهٔ ظهور حجت بن حسن (مهدی)عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان رخ خواهند داد. این نشانه‌ها را به دو دستهٔ نشانه‌های حتمی و نشانه‌های غیرحتمی تقسیم می‌کنند. روی‌دادن نشانه‌های غیرحتمی الزامی نیست؛ چون بداپذیر هستند.

ویژگی‌های دوران غیبت در بسیاری از احادیث شیعه و اهل سنت آمده‌است.

و اما ....... او خواهد آمد.... انشاءالله چشم ناقابل ما به جمال آقا منور شود و ما هم از یاران واقعی آمام زمان خود باشیم. انشاءالله
با اطاعت از ولی فقیه و زمینه سازی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف .... اللهم عجل الولیک الفرج ....
برای سلامتی آقا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ...  صلوات




طبقه بندی: امام زمان ( عجل الله )، مطالب،
برچسب ها: حضرت، حجت ابن الحسن عسکری، عجل الله تعالی و فرجه الشریف، صاحب الزمان، متوسلین به حضرت زینب، سلام الله علیها،
دنبالک ها: در انتظار ظهور، ویکی پدیا،

تاریخ : سه شنبه 16 تیر 1394 | 01:02 ب.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات

                    امام حسن (ع)

                                          بسم الله الرحمن الرحیم

ولادت


 


امام حسن (ع ) در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدینه تولد یافت . وى نخستین پسرى بود كه خداوند متعال به خانواده على و فاطمه عنایت كرد. رسول اكرم (ص ) بلافاصله پس از ولادتش ، او را گرفت و در گوش راستش ‍ اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس براى او گوسفندى قربانى كرد، سرش را تراشید و هموزن موى سرش - كه یك درم و چیزى افزون بود - نقره به مستمندان داد. پیامبر (ص ) دستور داد تا سرش را عطرآگین كنند و از آن هنگام آیین عقیقه و صدقه دادن به هموزن موى سر نوزاد سنت شد. این نوزاد را حسن نام داد و این نام در جاهلیت سابقه نداشت . كنیه او را ابومحمّد نهاد و این تنها كنیه اوست .


 


القاب امام


لقب هاى او: سبط، سید، زكى ، مجتبى است كه از همه معروفتر (مجتبى ) مى باشد.


 


پیامبر اكرم (ص ) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصى داشت و بارها مى فرمود كه حسن و حسین فرزندان منند و به پاس همین سخن على به سایر فرزندان خود مى فرمود: شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند.


 


امام حسن هفت سال و خرده اى زمان جد بزرگوارش را درك نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پیامبر (ص ) كه با شهادت حضرت فاطمه دو ماه یا سه ماه بیشتر فاصله نداشت ، تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفت .


 


امام حسن (ع ) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت ، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهرى را نیز اشغال كرد، و نزدیك به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت . در این مدت ، معاویه كه دشمن سرسخت على (ع ) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهى عثمان و در آخر آشكارا به طلب خلافت ) جنگیده بود؛ به عراق كه مقر خلافت امام حسن (ع ) بود لشكر كشید و جنگ آغاز كرد. ما در این باره كمى بعدتر سخن خواهیم گفت .


 


امام حسن (ع ) از جهت منظر و اخلاق و پیكر و بزرگوارى به رسول اكرم (ص ) بسیار مانند بود. وصف كنندگان آن حضرت او را چنین توصیف كرده اند:


 


(داراى رخسارى سفید آمیخته به اندكى سرخى ، چشمانى سیاه ، گونه اى هموار، محاسنى انبوه ، گیسوانى مجعد و پر، گردنى سیمگون ، اندامى متناسب ، شانه ایى عریض ، استخوانى درشت ، میانى باریك ، قدى میانه ، نه چندان بلند و نه چندان كوتاه . سیمایى نمكین و چهره اى در شمار زیباترین و جذاب ترین چهره ها).


 


ابن سعد گفته است كه (حسن و حسین به رنگ سیاه ، خضاب مى كردند).


 


كمالات انسانى


امام حسن (ع ) در كمالات انسانى یادگار پدر و نمونه كامل جدّ بزرگوار خود بود. تا پیغمبر (ص ) زنده بود، او و برادرش حسین در كنار آن حضرت جاى داشتند، گاهى آنان را بر دوش خود سوار مى كرد و مى بوسید و مى بویید.


 


از پیغمبر اكرم (ص ) روایت كرده اند كه درباره امام حسن و امام حسین (ع ) مى فرمود: این دو فرزند من ، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند (كنایه از این كه در هر حال امام و پیشوایند).


 


امام حسن (ع ) بیست و پنج بار حج كرد، پیاده ، در حالى كه اسبهاى نجیب را با او یدك مى كشیدند. هرگاه از مرگ یاد مى كرد مى گریست و هرگاه از قبر یاد مى كرد مى گریست ، هرگاه به یاد ایستادن به پاى حساب مى افتاد آن چنان نعره مى زد كه بیهوش مى شد و چون به یاد بهشت و دوزخ مى افتاد؛ همچون مار گزیده به خود مى پیچید. از خدا طلب بهشت مى كرد و به او از آتش جهنم پناه مى برد. چون وضو مى ساخت و به نماز مى ایستاد بدنش به لرزه مى افتاد و رنگش زرد مى شد. سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم كرد و دو نوبت از تمام مال خود براى خدا گذشت . گفته اند: (امام حسن (ع ) در زمان خودش عابدترین و بى اعتناترین مردم به زیور دنیا بود).


 


سرشت و طینت امام


در سرشت و طینت امام حسن (ع ) برترین نشانه هاى انسانیت وجود داشت . هر كه او را مى دید به دیده اش بزرگ مى آمد و هر كه با او آمیزش ‍ داشت ، بدو محبت مى ورزید و هر دوست یا دشمنى كه سخن یا خطبه او را مى شنید، به آسانى درنگ مى كرد تا او سخن خود را تمام كند و خطبه اش را به پایان برد. محمّد بن اسحاق گفت :


 


(پس از رسول خدا (ص ) هیچكس ‍ از حیث آبرو و بلندى قدر به حسن بن على نرسید. بر در خانه اش فرش ‍ مى گستردند و چون از خانه بیرون مى آمد و آنجا مى نشست راه بسته مى شد و به احترام او كسى از برابرش عبور نمى كرد و او چون مى فهمید؛ بر مى خاست و به خانه مى رفت و آن گاه مردم رفت و آمد مى كردند). در راه مكه از مركبش فرود آمد و پیاده به راه رفتن ادامه داد. در كاروان همه از او پیروى كردند حتى سعد بن ابى وقاص پیاده شد و در كنار آن حضرت راه افتاد.


 


ابن عباس كه از امام حسن (ع ) مسن تر بود، ركاب اسبشان را مى گرفت و بدین كار افتخار مى كرد و مى گفت : اینها پسران رسول خدایند.


 


با این شاءن و منزلت ، تواضعش چنان بود كه : روزى بر عده اى مستمند مى گذشت ، آنها پاره هاى نان را بر زمین نهاده و خود روى زمین نشسته بودند و مى خوردند، چون حسن بن على را دیدند گفتند: (اى پسر رسول خدا بیا با ما هم غذا شو). امام حسن (ع ) فورا از مركب فرود آمد و گفت : (خدا متكبران را دوست نمى دارد) و با آنان به غذا خوردن مشغول شد. آنگاه آنها را به میهمانى خود دعوت كرد، هم غذا به آنان داد و هم پوشاك .


 


در جود و بخشش امام حسن (ع ) داستانها گفته اند. از جمله مدائنى روایت كرده كه :


حسن و حسین و عبداللّه بن جعفر به راه حج مى رفتند. توشه و تنخواه آنان گم شد. گرسنه و تشنه به خیمه اى رسیدند كه پیرزنى در آن زندگى مى كرد. از او آب طلبیدند. گفت این گوسفند را بدوشید و شیر آن را با آب بیامیزید و بیاشامید. چنین كردند. سپس از او غذا خواستند. گفت همین گوسفند را داریم بكشید و بخورید. یكى از آنان گوسفند را ذبح كرد و از گوشت آن مقدارى بریان كرد و همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند. هنگام رفتن به پیرزن گفتند: ما از قریشیم به حج مى رویم . چون باز گشتیم نزد ما بیا با تو به نیكى رفتار خواهیم كرد. و رفتند.


 


شوهر زن كه آمد و از جریان خبر یافت ، گفت : واى بر تو گوسفند مرا براى مردمى ناشناس مى كشى آنگاه مى گویى از قریش بودند؟ روزگارى گذشت و كار بر پیرزن سخت شد، از آن محل كوچ كرد و به مدینه عبورش افتاد. حسن بن على (ع ) او را دید و شناخت . پیش رفت و گفت : مرا مى شناسى ؟ گفت نه . گفت : من همانم كه در فلان روز مهمان تو شدم . و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دینار زر به او دادند. آن گاه او را نزد برادرش حسین بن على فرستاد. آن حضرت نیز همان اندازه به او بخشش فرمود. او را نزد عبداللّه بن جعفر فرستاد او نیز عطایى همانند آنان به او داد.


 


حلم و گذشت امام حسن (ع ) چنان بود كه به گفته مروان ، با كوهها برابرى مى كرد.


 


امام حسن (ع)


 بیعت مردم با حسن بن على (ع )


هنگامى كه حادثه دهشتناك ضربت خوردن على (ع ) در مسجد كوفه پیش ‍ آمد و مولى (ع ) بیمار شد به حسن دستور داد كه در نماز بر مردم امامت كند، و در آخرین لحظات زندگى ، او را به این سخنان وصى خود قرار داد:


 


(پسرم ! پس از من ، تو صاحب مقام و صاحب خون منى ). و حسین و محمّد و دیگر فرزندانش و رؤ ساى شیعه و بزرگان خاندانش را بر این وصیت گواه ساخت و كتاب و سلاح خود را به او تحویل داد و سپس ‍ فرمود:


 


(پسرم ! رسول خدا دستور داده است كه تو را وصى خود سازم و كتاب و سلاحم را به تو تحویل دهم . همچنانكه آن حضرت مرا وصى خود ساخته و كتاب و سلاحش را به من داده است و مرا ماءمور كرده كه به تو دستور دهم در آخرین لحظات زندگیت ، آنها را به برادرت حسین بدهى ).


 


امام حسن (ع ) به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ایستاد. خواست درباره فاجعه بزرگ شهادت پدرش ، على علیه السلام با مردم سخن بگوید. آنگاه پس از حمد و ثناى بر خداوند متعال و رسول مكرم (ص ) چنین گفت :


 


(همانا در این شب آن چنان كسى وفات یافت كه گذشتگان بر او سبقت نگرفته اند و آیندگان بدو نخواهند رسید). و آن گاه درباره شجاعت و جهاد و كوشش هایى كه على (ع ) در راه اسلام انجام داد و پیروزیهیى كه در جنگها نصیب وى شد، سخن گفت و اشاره كرد كه از مال دنیا در دم مرگ فقط هفتصد درهم داشت از سهمیه اش از بیت المال ، كه مى خواست با آن خدمتكارى براى اهل و عیال خود تهیه كند.


 


در این موقع در مسجد جامع كه مالامال از جمعیت بود، عبداللّه بن عباس ‍ بپا خاست و مردم را به بیعت با حسن بن على تشویق كرد. مردم با شوق و رغبت با امام حسن بیعت كردند. و این روز، همان روز شهادت پدرش ، یعنى روز بیست و یكم رمضان سال چهلم از هجرت بود.


 


مردم كوفه و بصره و مدائن و عراق و حجاز و یمن همه با میل با حسن بن على بیعت كردند جز معاویه كه خواست از راهى دیگر برود و با او همان رفتار پیش گیرد كه با پدرش پیش گرفته بود.


 


پس از بیعت مردم ، به ایراد خطبه اى پرداخت و مردم را به اطاعت اهل بیت پیغمبر (ص ) كه یكى از دو یادگار گران وزن و در ردیف قرآن كریم هستند تشویق فرمود، و آنها را از فریب شیطان و شیطان صفتان بر حذر داشت .


 


بارى ، روش زندگى امام حسن (ع ) در دوران اقامتش در كوفه او را قبله نظر و محبوب دلها و مایه امید كسان ساخته بود. حسن بن على (ع ) شرایط رهبرى را در خود جمع داشت زیرا اولا فرزند رسول خدا (ص ) بود و دوستى او یكى از شرایط ایمان بود، دیگر آنكه لازمه بیعت با او این بود كه از او فرمانبردارى كنند.


 


امام (ع ) كارها را نظم داد و والیانى براى شهرها تعیین فرمود و انتظام امور را بدست گرفت . امّا زمانى نگذشت كه مردم چون امام حسن (ع ) را مانند پدرش در اجراى عدالت و احكام و حدود اسلامى قاطع دیدند، عده زیادى از افراد با نفوذ به توطئه هاى پنهانى دست زدند و حتى در نهان به معاویه نامه نوشتند و او را به حركت به سوى كوفه تحریك نمودند، و ضمانت كردند كه هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن على (ع ) نزدیك شود، حسن را دست بسته تسلیم او كنند یا ناگهان او را بكشند.


 


خوارج نیز بخاطر وحدت نظرى كه در دشمنى با حكومت هاشمى داشتند در این توطئه ها با آنها همكارى كردند.


 


در برابر این عده منافق ، شیعیان على (ع ) و جمعى از مهاجر و انصار بودند كه به كوفه آمده و در آنجا سكونت اختیار كرده بودند. این بزرگمردان مراتب اخلاص و صمیمیت خود را در همه مراحل - چه در آغاز بعد از بیعت و چه در زمانى كه امام (ع ) دستور جهاد داد - ثابت كردند.


 


امام حسن (ع ) وقتى طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید با نامه هایى او را به اطاعت و عدم توطئه و خونریزى فرا خواند ولى معاویه در جوانب امام (ع ) تنها به این امر استدلال مى كرد كه (من در حكومت از تو با سابقه تر و در این امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ !).


 


گاه معاویه در نامه هاى خود با اقرار به شایستگى امام حسن (ع ) مى نوشت : (پس از من خلافت از آن توست زیرا تو از هر كس بدان سزاوارترى ) و در آخرین جوابى كه به فرستادگان امام حسن (ع ) داد این بود كه (برگردید، میان ما و شما بجز شمشیر نیست ).


 


و بدین ترتیب دشمنى و سركشى از طرف معاویه شروع شد و او بود كه با امام زمانش گردنكشى آغاز كرد. معاویه با توطئه هاى زهرآگین و انتخاب موقع مناسب و ایجاد روح اخلالگرى و نفاق ، توفیق یافت . او با خریدارى وجدانهاى پست و پراكندن انواع دروغ و انتشار روحیه یاءس در مردم سست ایمان ، زمینه را به نفع خود فراهم مى كرد و از سوى دیگر، همه سپاهیانش را به بسیج عمومى فرا خواند.


 


امام حسن (ع ) نیز تصمیم خود را براى پاسخ به ستیزه جویى معاویه دنبال كرد و رسما اعلان جهاد داد. اگر در لشكر معاویه به كسانى بودند كه به طمع زر آمده بودند و مزدور دستگاه حكومت شام مى بودند، امّا در لشكر امام حسن (ع ) چهره هاى تابناك شیعیانى دیده مى شد مانند حجر بن عدى ، ابو ایوب انصارى ، و عدى بن حاتم ... كه به تعبیر امام (ع ) (یك تن از آنان افزون از یك لشكر بود). امّا در برابر این بزرگان ، افراد سست عنصرى نیز بودند كه جنگ را با گریز جواب مى دادند، و در نفاق افكنى توانایى داشتند، و فریفته زر و زیور دنیا مى شدند. امام حسن (ع ) از آغاز این ناهماهنگى بیمناك بود.


 


مجموع نیروهاى نظامى عراق را 350 هزار نوشته اند.


 


امام حسن (ع ) در مسجد جامع كوفه سخن گفت و سپاهیان را به عزیمت بسوى (نخیله ) تحریض فرمود. عدى بن حاتم نخستین كسى بود كه پاى در ركاب نهاد و فرمان امام را اطاعت كرد. بسیارى كسان دیگر نیز از او پیروى كردند.


 


امام حسن (ع ) عبیداللّه بن عباس را كه از خویشان امام و از نخستین افرادى بود كه مردم را به بیعت با امام تشویق كرد، با دوازده هزار نفر به (مسكن ) كه شمالى ترین نقطه در عراق هاشمى بود اعزام فرمود. امّا وسوسه هاى معاویه او را تحت تاءثیر قرار داد و مطمئن ترین فرمانده امام را، معاویه در مقابل یك میلیون درم كه نصفش را نقد پرداخت به اردوگاه خود كشاند. در نتیجه ، هشت هزار نفر از دوازده هزار نفر سپاهى نیز به دنبال او به اردوگاه معاویه شتافتند و دین خود را به دنیا فروختند.


 


پس از عبیداللّه بن عباس ، نوبت فرماندهى به قیس بن سعد رسید. لشكریان معاویه و منافقان با شایعه مقتول او، روحیه سپاهیان امام حسن (ع ) را ضعیف نمودند. عده اى از كارگزاران معاویه كه به (مدائن ) آمدند و با امام حسن (ع ) ملاقات كردند، نیز زمزمه پذیرش صلح را بوسیله امام (ع ) در بین مردم شایع كردند. از طرفى یكى از خوارج تروریست نیزه اى بر ران حضرت امام حسن زد، بحدى كه استخوان ران آن حضرت آسیب دید و جراحتى سخت در ران آن حضرت پدید آمد. بهر حال وضعى براى امام (ع ) پیش ‍ آمد كه جز (صلح ) با معاویه ، راه حل دیگرى نماند.


 


بارى ، معاویه وقتى وضع را مساعد یافت ، به حضرت امام حسن (ع ) پیشنهاد صلح كرد. امام حسن (ع ) براى مشورت با سپاهیان خود خطبه اى ایراد فرمود و آنها را به جانبازى و یا صلح - یكى از این دو راه - تحریك و تشویق فرمود. عده زیادى خواهان صلح بودند. عده اى نیز با زخم زبان امام معصوم را آزردند. سرانجام ، پیشنهاد صلح معاویه ، مورد قبول امام حسن واقع شد ولى این فقط بدین منظور بود كه او را در قید و بند شرایط و تعهداتى گرفتار سازد كه معلوم بود كسى چون معاویه دیر زمانى پاى بند آن تعهدات نخواهد ماند، و در آینده نزدیكى آنها را یكى پس از دیگرى زیر پاى خواهد نهاد، و در نتیجه ، ماهیت ناپاك معاویه و عهد شكنى هاى او و عدم پاى بندى او به دین و پیمان ؛ بر همه مردم آشكار خواهد شد. و نیز امام حسن (ع ) با پذیرش صلح از برادر كشى و خونریزى كه هدف اصلى معاویه بود و مى خواست ریشه شیعه و شیعیان آل على (ع ) را بهر قیمتى هست ، قطع كند، جلوگیرى فرمود. بدین صورت چهره تابناك امام حسن (ع ) - همچنان كه جد بزرگوارش رسول اللّه (ص ) پیش بینى فرموده بود - بعنوان (مصلح اكبر) در افق اسلام نمودار شد. معاویه در پیشنهاد صلح هدفى جز مادیات محدود نداشت و مى خواست كه بر حكومت استیلا یابد. امّا امام حسن (ع ) بدین امر راضى نشد مگر بدین جهت كه مكتب خود و اصول فكرى خود را از انقراض محفوظ بدارد و شیعیان خود را از نابودى برهاند.


 


از شرطهایى كه در قرارداد صلح آمده بود؛ اینهاست :


معاویه موظف است در میان مردم به كتاب خدا و سنت رسول خدا (ص ) و سیرت خلفاى شایسته عمل كند و بعد از خود كسى را بعنوان خلیفه تعیین ننماید و مكرى علیه امام حسن (ع ) و اولاد على (ع ) و شیعیان آنها در هیچ جاى كشور اسلامى نیندیشد. و نیز سب و لعن بر على (ع ) را موقوف دارد و ضرر و زیانى به هیچ فرد مسلمانى نرساند. بر این پیمان ، خدا و رسول خدا (ص ) و عده زیادى را شاهد گرفتند. معاویه به كوفه آمد تا قرارداد صلح در حضور امام حسن (ع ) اجرا شود و مسلمانان در جریان امر قرار گیرند. سیل جمعیت بسوى كوفه روان شد.


 


امام حسن(ع)


ابتدا معاویه بر منبر آمد و سخنى چند گفت از جمله آنكه : (هان اى اهل كوفه ، مى پندارید كه به خاطر نماز و روزه و زكات و حج با شما جنگیدم ؟ با اینكه مى دانسته ام شما این همه را بجاى مى آورید. من فقط بدین خاطر با شما به جنگ برخاستم كه بر شما حكمرانى كنم و زمام امر شما را بدست گیرم ، و اینك خدا مرا بدین خواسته نائل آورد، هر چند شما خوش ندارید. اكنون بدانید هر خونى كه در این فتنه بر زمین ریخته شود هدر است و هر عهدى كه با كسى بسته ام زیر دو پاى من است ).


 


و بدین طریق عهدنامه اى را كه خود نوشته و پیشنهاد كرده و پاى آنرا مهر نهاده بود زیر هر دو پاى خود نهاد و چه زود خود را رسوا كرد!


 


سپس حسن بن على (ع ) با شكوه و وقار امامت - چنانكه چشمها را خیره و حاضران را به احترام وادار مى كرد - بر منبر بر آمد و خطبه تاریخى مهمى ایراد كرد.


 


پس از حمد و ثناى خداوند جهان و درود فراوان بر رسول اللّه (ص ) چنین فرمود:


(... به خدا سوگند من امید مى دارم كه خیرخواه ترین خلق براى خلق باشم و سپاس و منت خداى را كه كینه هیچ مسلمانى را به دل نگرفته ام و خواستار ناپسند و ناروا براى هیچ مسلمانى نیستم ...) سپس فرمود: (معاویه چنین پنداشته كه من او را شایسته خلافت دیده ام و خود را شایسته ندیده ام . او دروغ مى گوید. ما در كتاب خداى عزوجل و به قضاوت پیامبرش از همه كس به حكومت اولیتریم و از لحظه اى كه رسول خدا وفات یافت همواره مورد ظلم و ستم قرار گرفته ایم ). آنگاه به جریان غدیر خم و غصب خلافت پدرش على (ع ) و انحراف خلافت از مسیر حقیقى اش ‍ اشاره كرد و فرمود: (این انحراف سبب شد كه بردگان آزاد شده و فرزندانشان - یعنى معاویه و یارانش - نیز در خلافت طمع كردند).


 


و چون معاویه در سخنان خود به على (ع ) ناسزا گفت ، حضرت امام حسن (ع ) پس از معرفى خود و برترى نسب و حسب خود بر معاویه نفرین فرستاد و عده زیادى از مسلمانان در حضور معاویه آمین گفتند. و ما نیز آمین مى گوییم .


 


امام حسن (ع ) پس از چند روزى آماده حركت به مدینه شد.


 


معاویه به این ترتیب خلافت اسلامى را در زیر تسلط خود آورد و وارد عراق شد، و در سخنرانى عمومى رسمى ، شرایط صلح را زیر پا نهاد و از هر راه ممكن استفاده كرد، و سخت ترین فشار و شكنجه را بر اهل بیت و شیعیان ایشان روا داشت .


 


امام حسن (ع ) در تمام مدت امامت خود كه ده سال طول كشید، در نهایت شدت و اختناق زندگى كرد و هیچگونه امنیتى نداشت ، حتى در خانه ، نیز در آرامش نبود. سرانجام در سال پنجاهم هجرى به تحریك معاویه بدست همسر خود (جعده ) مسموم و شهید و در بقیع مدفون شد.


 


همسران و فرزندان امام حسن (ع )


دشمنان و تاریخ نویسان خود فروخته و مغرض در مورد تعداد همسران امام حسن (ع ) داستانها پرداخته و حتى دوستان ساده دل سخنانى بهم بافته اند. امّا آنچه تاریخ ‌هاى صحیح نگاشته اند همسران امام (ع ) عبارتند از:


 


(ام الحق ) دختر طلحة بن عبیداللّه - (حفصه ) دختر عبدالرحمن بن ابى بكر - (هند) دختر سهیل بن عمر و (جعده ) دختر اشعث بن قیس .


 


بیاد نداریم كه تعداد همسران حضرت در طول زندگیش از هشت یا ده به اختلاف دو روایت تجاوز كرده باشند. با این توجه كه (ام ولد)هایش هم داخل در همین عددند.


 


(ام ولد) كنیزى است كه از صاحب خود داراى فرزند مى شود و همین امر موجب آزادى او پس از مرگ صاحبش مى باشد.


 


فرزندان آن حضرت از دختر و پسر 15 نفر بوده اند بنامهاى : زید، حسن ، عمرو، قاسم ، عبداللّه ، عبدالرحمن ، حسن اثرم ، طلحه ، ام الحسن ، ام الحسین ، فاطمه ، ام سلمه ، رقیه ، ام عبداللّه و فاطمه .


 


نسل او فقط از دو پسرش حسن و زید باقى ماند و از غیر این دو انتساب به آن حضرت درست نیست .




طبقه بندی: مطالب، امام حسن(ع)،
برچسب ها: امام، حسن، مجتبی، حضرت زینب، سلام الله علیها،
دنبالک ها: سایت بیتوته،

تاریخ : شنبه 30 خرداد 1394 | 06:06 ب.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات

ماه رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه مبارک رمضان نزدیک است ما چقدر به ماه رمضان ، ماه مهمانی خدا نزدیکیم....

بیاد پدران ، مادران ، شهدا و همه ی آنهایی که سالهای قبل بین ما بودند الان زیر خروارها خاک آرمیده اند... صلوات ... 




طبقه بندی: مطالب،
برچسب ها: متوسلین به حضرت زینب، سلام الله علیها،

تاریخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات
                            بسم الله الرحمن الرحیم
الا یا اهل العالم People of the world ای مردم دنیا
پیرو مباحث قبلی پیرامون شیطنت وهابی ها 1، 2 ، 3 و 4 این بار جنایات وهابیون با نام رژیم آل سعود بر علیه مردم مسلمان و بی گناه  یمن :

سوال اینجاست آیا کشتن انسانهای بی گناه ، کودکان و زنان بی دفاع به طرز وحشیانه بدون هیچ جرم و خطایی محل سکوت است؟؟؟
چرا وقتی یه خائن به کشور ، جنایت کار و یا مجرم می خواهد اعدام شود مجامع بین المللی ، حقوق بشر ، افراد نیک خواه و غیره سر بلند می کنند و به یه ملت ، یه کشور و یه مردم اعتراض می کنند و برای برچیدن نظام اون کشور جنگ و تحریم علم می کنند ولــــــی الان صدای هیچ کس در نمی آید هیچ رسانه ای جنایات وهابیون و آل سعود بی دین را که به نام اسلام جنایت بشری مرتکب شده اند را  پخش نمی کند دنیا داد حقوق بشر سر نمی دهد.... امــــــــا  بدانید خداوند باری تعالی در قرآن بشارت فرموده ::
« و سیعلموالذین ظلموا ای منقلب ینقلبون »
حالا بازهم سکوت اختیار کنید تا در جنایات آنها سهیم باشید و بدانید اینهااز نسل همونها هستند که روز عاشورا آب را بروی امام حسین علیه السلام و اهل بیت معصوم اقا  بستن الان آب و غذا و دارو را بروی مردم یمن بسته اند... روز عاشورا حضرت علی اصغر (ع) شش ماهه امام حسین علیه السلام با تیر سه شعبه با لب تشنه شهید کردند الان بچه های شیرخوار یمنی را در خواب با بمب خوشه ای به شهادت می رسانند آری این وهابی های بی دین نسل همون ها و بچه های همون ها هستند که الان براحتی جنایت می کنند و هیچ باکی هم از عاقبت کارشان و روز قیامت ندارند...
آنها تکلیف شان معلوم است ما چکار می کنیم ... بدا به حال آنهایی که سکوت کنند و از جنایات وهابی ها و سعودی ها پشتیبانی کنند که اینها همون صهیونیست کافر هستند با نام وهابی ... اگه یه کم فکر کنید متوجه خواهید شد به شرطی که بخواهید ...
  علی(ع) امام من است و منم غلام عــلـــی علیه اسلام  یا علی علیه السلام مدد..... 
تصاویر جنایات را با هم ببینیم و شما قضاوت کنید... لعنت الله علی قوم الظالمین
جنایا وهابیت و آل سعود  جنایات آل سعود و وهابیت  
  جنایات وهابیت و آل سعود  جنایات آل سعود و وهابی ها


 



طبقه بندی: مطالب،
برچسب ها: شیطنت وهابی ها، جنایات، آل سعود، یمن، متوسلین به حضرت زینب سلام الله علیها،
دنبالک ها: شیطنت وهابی‌ها 1 در مخدوش ساختن نام مبارك امام مهدی (عج) + عکس، شیطنت وهابی‌ها 2 ( تغییر عقاید مسلمانان و رواج نماد شیطان پرستی - آبلیسک + عکس )، شیطنت وهابی‌ها 3 ( تخریب قبرستان بقیع در 8 شوال و روز تخریب بقیع + یوم الهدم + عکس )، شیطنت وهابی‌ها 4 ( حذف گنبد مسجد النبی (ص) از آرم شهر مدینه + عکس )،

تاریخ : سه شنبه 22 اردیبهشت 1394 | 11:10 ق.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات

این الرجبیون ماه رجب فرا رسید ماهی که ...

هر کس سه روز از این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد، فضیلت بسیار دارد و همچنین در سایر ماه‌هاى حرام. در روایتى از رسول خدا (ص) آمده است: هر گاه کسى نتواند در این ماه روزه بگیرد، هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند، تا ثواب روزه آن را دریابد: «سُبْحانَ اللهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ ـ منزه است خداى بزرگ، منزه است آن که تنزیه و تسبیح جز براى او شایسته نیست، منزه است خداى برتر و کریم‌تر، منزه است آنکه لباس عزت در بر دارد و شایسته آن است.»

لیلة الرّغائب

اولین شب جمعه ماه رجب را «لیلة الرّغائب» گویند. رسول خدا (ص) در روایتى که فضیلت ماه رجب را بیان مى کرد، فرمودند: «از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» نامیدند.»

آنگاه رسول خدا (ص) اعمالى را براى آن شب به این کیفیت بیان فرمود: «روز پنج شنبه اول ماه را روزه مى‌گیرى. چون شب جمعه فرا رسید، میان نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز مى‌گزارى (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت از آن، یک مرتبه سوره «حمد» و سه مرتبه «إنا انزلناه» و دوازده مرتبه «قل هو الله احد» را مى خوانى. پس از اتمام نماز هفتاد مرتبه مى گویى: أللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد النَّبِىِّ الاُْمِّىِّ وَ عَلى آلِهِ آنگاه به سجده مى‌روى و هفتاد بار مى‌گویى: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» سپس سر از سجده برمى دارى و هفتاد بار مى گویى: «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ، إِنَّکَ أنْتَ العَلِىُّ الاْعْظَمُ» بار دیگر نیز به سجده مى‌روى و هفتاد مرتبه مى‌گویى: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» آنگاه حاجت خود را مى‌طلبى که ان‌شاءالله برآورده خواهد شد.

رسول خدا(ص) در فضیلت این اعمال فرمود: «کسى که چنین نمازى را بخواند، خداوند همه گناهانش را بیامرزد...»

عمره رجبیه

انجام «عمره»، در ماه رجب فضیلت فراوان دارد. طبق روایات اهل بیت (ع) «عمره» در ماه رجب فضیلتى هم‌ردیف حج (تمتع) دارد.

در روایتى از امام صادق (ع) آمده است: «اَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ با فضیلت‌ترین عمره، عمره در ماه رجب است».

شب اوّل ماه:

انجام اعمالى در این شب با ارزش، مورد سفارش است

اول: از رسول خدا (ص) نقل شده است که به هنگام رویت هلال ماه رجب، این دعا را مى‌خواند: اَللّـهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاَْمْنِ وَ الاْیمانِ، وَ السَّلامَةِ وَ الاِْسْلامِ، رَبّى وَرَبُّکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ؛ خدایا این ماه را بر ما نو کن به امنیت و ایمان و سلامت و دین اسلام پروردگار من و پروردگار تو (اى ماه) خداى عزوجل است.

و همچنین از آن حضرت نقل شده است که وقتى هلال ماه رجب را مى‌دید، مى‌فرمودند: اَللّـهُمَّ بارِکْ لَنا فى رَجَب وَ شَعْبانَ، وَ بَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَ اَعِنّا عَلَى الصِّیامِ وَ الْقِیامِ، وَ حِفْظِ اللِّسانِ، وَ غَضِّ الْبَصَرِ، وَ لا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ؛ خدایا برکت ده بر ما در ماه رجب و شعبان و ما را به ماه رمضان برسان و کمکمان ده براى گرفتن روزه و شب زنده دارى و نگهدارى زبان و پوشیدن چشم و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگى و تشنگى قرار مده.

دوم: غسل کردن

مرحوم «سیّد بن طاووس» مى گوید در کتب «عبادات» روایتى از رسول خدا (ص) یافتم که آن حضرت فرمود: «هر کس درک کند ماه رجب را و در اول، وسط و آخر آن، غسل کند همانند روزى که از مادر متولد شده، از گناهان خارج گردد (و پاک شود).»

سوم: زیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.

چهارم: بعد از نماز مغرب، بیست رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار سوره «حمد» و یک بار سوره «توحید» بخواند. رسول خدا (ص) در پاداش این عمل فرمود: هر کس چنین کند، به خدا سوگند خودش، خانواده‌اش، مالش و فرزندانش محفوظ بمانند و از عذاب قبر پناه داده شود... و در قیامت به سرعت از صراط بگذرد.

پنجم: بعد از نماز عشا، دو رکعت نماز به‌جا آورد، در رکعت اول «حمد» و «الم نشرح» را یک مرتبه و سوره «قل هو الله احد» را سه مرتبه بخواند و در رکعت دوم، سوره هاى «حمد»، «اَلَم نشرح»، «قل هو الله احد» و «معوّذتین» (سوره هاى ناس و فلق) را یک‌بار بخواند و پس از سلام سى مرتبه بگوید: «لا اله الاّ الله» و سى مرتبه «صلوات» بفرستد.

رسول خدا (ص) فرمود: کسى که این عمل را انجام دهد، خداوند گناهانش را مى‌آمرزد و از گناه پاک مى‌شود.

ششم: سى رکعت نماز بخواند، (هر دو رکعت به یک سلام) در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و یک مرتبه «قل یا ایّها الکافرون» و سه مرتبه «قل هو الله احد» را بخواند. در روایتى رسول خدا (ص) فرمود: هر مرد و زن مومنى چنین کند، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ وى را مى‌آمرزد و تا سال بعد، خداوند نامش را در فهرست «نمازگزاران» مى‌نویسد و از نفاق پاک مى‌شود.

هفتم: احیاى شب اول ماه: «شیخ طوسى» در «مصباح المتهجّد» از امام صادق (ع) از جدش از امیر مؤمنان على (ع) نقل کرده است که آن حضرت دوست داشت که در چهار شب از شب‌هاى سال، فارغ از هر چیز، به عبادت بپردازد شب اوّل ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان.

در حدیثى دیگر، از امام صادق (ع) نقل شده است که: «تا مى توانى بر احیاى شب هاى عید فطر، عید قربان و... شب اول رجب مراقبت کن».

هشتم: خواندن دعایى که از امام جواد (ع) نقل شده است که فرمود: مستحب است انسان، در شب اول رجب، با این کلمات، دعا کند: اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ مَلیکٌ، وَاَنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء مُقْتَدِرٌ، وَاَنَّکَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر یَکُونَ، خدایا از تو خواهم بواسطه آن که تو فرمانروایى و تو بر هر چیز توانایى و تو هر کارى را بخواهى مى شود

اَللّـهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّد نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، خدایا من بسویت رو کنم بوسیله پیامبرت محمّد پیامبر رحمت درود تو بر او و آلش

یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّى اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَى اللهِ رَبِّکَ وَرَبِّى لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتى، اى محمّد اى رسول خدا براستى من به تو رو آورده ام براى رفتن به درگاه خدا پروردگار من و تو تا بلکه بوسیله تو حاجت روا گردم...

شب سیزدهم

امام صادق (ع) فرمود: «خداوند به این امت سه ماه ارزشمند عطا کرد که به امت هاى قبل نداده بود و آن ماهها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب نیز به این امت عنایت کرد که به امت هاى پیشین نداده بود و آن شب هاى سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا) به این امت عطا کرد که به امّت هاى سابق نداده بود و آن سوره هاى «یس»، «مُلک» و «توحید» است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان بهترین عطاهاى این امّت جمع کرده است».

از امام (ع) سوال شد: «چگونه مى توان میان آنها جمع کرد؟»

فرمود: «در لیالى بیض (سه شب مزبور) در این سه ماه نماز بخواند. به این نحو که «در شب سیزدهم، دو رکعت نماز بگزارد و در هر رکعتى پس از سوره «حمد» این سه سوره (یس، ملک و توحید) را بخواند، و در شب چهاردهم، چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتى «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند و در شب پانزدهم، شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و همان سوره ها را در هر رکعت بخواند».

امام (ع) در فضیلت این نمازها فرمود: «هر کس چنین کند فضیلت این سه ماه را به دست آورده و خداوند همه گناهانش را ـ جز شرک ـ مى آمرزد».

روز سیزدهم ماه

روز سیزدهم ماه رجب مصادف با ولادت امیرالمؤمنین على (ع) است و اولین روز از ایام البیض است. روزه گرفتن در این روز، و دو روز بعد، ثواب فراوانى دارد و هر کس که بخواهد عمل «امّ داوود» را بجا آورد باید این روز را روزه بگیرد.

روز چهاردهم ماه

روزه گرفتن در این روز پاداش فراوانى دارد. در روایتى از رسول خدا(ص) مى خوانیم: «هرکس که روز چهاردهم ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند پاداشى به وى عنایت کند که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه بر قلبى خطور کرده باشد... .»

شب نیمه ماه

این شب، شب ارزشمندى است که چند عمل در آن وارد شده است.

اوّل: غسل.

دوم: احیاى آن شب به عبادت که فضیلت بسیار دارد.

سوم: زیارت امام حسین (ع) که زیارت آن حضرت در شب و روز نیمه رجب مورد تأکید قرار گرفته است.

چهارم: شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در هر رکعتى «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند .

پنجم: بجا آوردن سى رکعت نماز، که در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و ده مرتبه سوره «توحید» را بخواند، در روایتى از رسول خدا (ص) پاداش فراوانى براى این نماز ذکر شده است.

ششم: دوازده رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار «حمد» و یک بار «سوره» را مى خوانى و پس از پایان نمازها هر یک از سوره هاى «حمد»، «فلق»، «ناس»، «توحید» و «آیة الکرسى» و همچنین سوره «قدر» را چهار مرتبه مى خوانى و پس از آن، چهار مرتبه مى‌گویى: سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لاَ اِلهَ إِلاَّ اللهُ وَاللهُ اَکْبَر، سپس مى گویى: أللّهُ أللّهُ رَبِّی، لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً، ما شاءَ اللهُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

روز نیمه رجب

روز مبارکى که در آن چند عمل وارد شده است:

1ـ غسل کردن.

2ـ زیارت امام حسین (ع)؛ در روایتى از محمد بن ابى نصر نقل شده است که از امام رضا (ع) سوال کردم: «در چه ماهى زیارت امام حسین (ع) بهتر است؟» فرمود: «در نیمه رجب و نیمه شعبان».

3ـ بجا آوردن نماز جناب سلمان (همان گونه که در اعمال روز اوّل ماه رجب گذشت).

اعمال امّ داوود

از مهم‌ترین اعمال روز نیمه رجب، عمل «امّ داود» است که به گفته علاّمه مجلسى: «شیخ صدوق»، «شیخ طوسى» و «سیّد بن طاووس» (ره) به سندهاى معتبر آن را نقل کرده اند. این عمل براى برآمدن حاجات و رفع اندوه و غم، حلّ مشکلات و دفع ظلم ستمگران بسیار مؤثر است. (و به گفته «علامه مجلسى»، در كتاب «زاد المعاد»، بارها تجربه شده است.)

شب بیست و هفتم ماه رجب (شب مبعث)

شب مبعث از شب هاى مهمّ سال و بسیار ارزشمند است و اعمالى براى این شب نقل شده است:

اوّل: غسل کردن در این شب مستحب است.

دوم: «شیخ طوسى» در كتاب «مصباح المتهجّد» روایتى را از امام جواد (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «در ماه رجب، شبى است که از تمام آنچه که خورشید بر آن مى تابد بهتر است و آن شب، شب «بیست و هفتم» ماه رجب است که در صبح این شب، رسول خدا(ص) به رسالت مبعوث گردید و از شیعیان ما هر کس در آن شب عملى را انجام دهد، پاداش آن به اندازه عمل شصت سال خواهد بود.»

از آن حضرت سوال شد: چه عملى در آن شب بهتر است؟

فرمود: پس از نماز «عشا» وقتى که خوابیدى، پیش از نیمه شب، یا پس از نیمه آن از خواب برمى خیزى و دوازده رکعت نماز مى خوانى، در هر رکعتى، سوره «حمد» و یک سوره از سوره هاى کوچک مفصّل را مى‌خوانى. آنگاه در هر دو رکعتى که سلام نماز را دادى، مى نشینى و هفت مرتبه سوره «حمد» و هفت مرتبه «معوّذتین» (سوره فلق و ناس) و سوره هاى «توحید» و «کافرون» و سوره «قدر» و «آیة الکرسى» را هر کدام هفت مرتبه مى خوانى. آنگاه هر حاجتى که دارى از خداوند طلب کن.

سوم: دوازده رکعت نماز است که نحوه آن در اعمال شب نیمه رجب، بیان شد.

چهارم: زیارت حضرت امیر مؤمنان على (ع) در این شب، از افضل اعمال است. براى آن حضرت، در این شب سه زیارت نقل شده است.

روز بیست و هفتم ماه

بیست و هفتم رجب، روز مبعث است که روز بسیار شریف و با ارزشى است.

در روایتى از امام صادق (ع) روز مبعث به عنوان شریفترین اعیاد یاد شده است. در هر حال بزرگان براى این روز، اعمالى ذکر کرده‌اند:

اوّل: غسل کردن در این روز مستحب است.

دوم: روزه. این روز در میان روزهاى سال یکى از چهار روزى است که روزه گرفتن آن فضیلت بسیار دارد و پاداش فراوانى براى آن نقل شده است.

در روایتى از امام صادق (ع) مى‌خوانیم: «هر کس در روز بیست و هفتم رجب روزه بگیرد، خداوند براى او پاداش روزه هفتاد سال را مى نویسد».

سوم: زیاد صلوات فرستادن.

در روایتى از امام صادق (ع) نقل شده است که: «در این روز روزه مى گیرى و بر محمد و آلش زیاد صلوات مى فرستى.»

چهارم: زیارت رسول خدا و امیر مؤمنان (علیهما السلام) است.

پنجم: دوازده رکعت نماز است.

از «ریّان بن صلت» نقل شده است که هنگامى که امام محمّد تقى (ع) در بغداد بود، روز نیمه رجب و روز بیست و هفتم رجب را روزه مى گرفت و همه ملازمان و یاران آن حضرت نیز روزه گرفتند. آنگاه به ما فرمودند، دوازده رکعت نماز بجا آوریم (هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت، «حمد» و «سوره اى» بخوانیم و هنگامى که نمازها به پایان رسید، هر یک از سوره هاى حمد، توحید و معوّذتین (فلق و ناس) را چهار مرتبه بخوانیم، آنگاه چهار مرتبه گفته شود: لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ، وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظِیمِ; و چهار مرتبه: اَللهُ اَللهُ رَبِّى لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً و چهـار مرتبـه: لا اُشْرِکُ بِرَبّى اَحَـداً.

ششم: دوازده رکعت نماز دیگر: «شیخ طوسى»، از حسین بن روح (رحمه الله) روایت کرده است که در این روز دوازده رکعت نماز بجا مى آورى و در هر رکعت حمد و هر سوره اى که خواستى مى خوانى و پس از هر دو رکعت و سلام نماز، مى خوانى: اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى الْمُلْکِ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً، یا عُدَّتى فى مُدَّتى یا وَلیّى فى نِعْمَتى،یا غِیاثى فى رَغْبَتى،یا نَجاحى فى حاجَتى یاحافِظى فى غَیْبَتى،یاکافِىَّ (کافِىَ) فى وَحْدَتى،یااُنْسى فى وَحْشَتى اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتى فَلَکَ الْحَمْدُ، وَ اَنْتَ الْمُقیلُ عَثْرَتى فَلَکَ الْحَمْدُ وَاَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتى فَلَکَ الْحَمْدُ،صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاسْتُرْ عَوْرَتى، وَ آمِنْ رَوْعَتى، وَ اَقِلْنى عَثْرَتى، وَ اصْفَحْ عَنْ جُرْمى، وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتى فى اَصْحابِ الْجَنَّةِ، وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذى کانُوا یُوعَدُونَ.

وقتى که نماز و دعا پایان یافت، هر یک از سوره هاى حمد، اخلاص، معوّذتین، کافرون، انّاانزلناه و آیة الکرسى را هفت مرتبه مى خوانى. سپس هفت بار مى گویى: لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ و آنگاه هفت مرتبه مى گویى: اَللهُ اَللهُ رَبِّى لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً. پس از آن، هرچه از خدا مى خواهى طلب نما.

هفتم: دعایى است که وقتى امام موسى بن جعفر (ع) را در روز 27 رجب سال 179 هجرى از مدینه به سوى بغداد حرکت دادند، آن را خواند: یا مَنْ اَمَرَ بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ، وَضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَالتَّجاوُزَ، یا مَنْ عَفى وَتَجاوَزَ، اُعْفُ عَنّى وَتَجاوَزْ یا کَریمُ، اَللّـهُمَّ وَقَدْ اَکْدَى الطَّلَبُ، وَاَعْیَتِ الْحیلَةُ وَالْمَذْهَبُ، وَدَرَسَتِ الاْمالُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ اِلاَّ مِنْکَ، وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ ...

روز آخر ماه

در این روز، نماز جناب سلمان را بجا مى آورى. همچنین روزه نیز در این روز پاداش فراوان دارد، امام رضا (ع) فرمود: «هر کس روز آخر ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند گناهانش را مى آمرزد».




طبقه بندی: مطالب،
برچسب ها: ماه رجب، رحمت، لیلة الرّغائب، لیله الرغایب، این الرجبیون، رجبیون، حضرت زینب سلام الله علیها،
دنبالک ها: اعمال و ایام ماه رجب (1) متوسلین به حضرت زینب سلام الله علیها،

تاریخ : شنبه 29 فروردین 1394 | 11:42 ق.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

تعداد کل صفحات : 18 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

 کد پرچم محرم
فا تولز - ابزار رایگان وبمسترکد پرچم های سه گوش