تبلیغات
متوسلین به حضرت زینب سلام الله علیها - متن روضه شهادت امام کاظم علیه السلام ، باب الحوائج موسی بن جعفر (ع) + شعر

روضه ـ سید مهدی میرداماد

ای غایب از نظر ها کی می شود بیایی

برقع ز رخ بگیری چهره به ما گشایی

هم دست تو ببوسم هم دور تو بگردم

هم رو نما ستانی هم رو به ما نمایی

آیا به کوه رضوی آیا به طور سینا

آیا به بیت القصی آیا به ذی طوایی

در کعبه در طوافی یا زائر بقیعی

در مشهد مقدس یا دشت کربلایی

در مکه یا مدینه یا در نجف مقیمی

در شهر کاظمینی یا سر من رأیی

انیس این شب ممتد چهاره سالم

شب است و گریه به حالم کند سیه چالم

اگر چه رفته زدستم حساب این شبها

نرفته از نظرم خاطرات اطفالم

امید دیدن روی رضا ندارم حیف

از این دو چشم نحیف و دو پلک بی حالم

چنان فشرد مرا در میان خود زنجیر

که حلقه حلقه فرو رفته در پرو بالم

دوباره کعبه نی امشب سری به من زد و رفت

دوباره طعنه گرفته سراغ و احوالم

به روی خاک مسیر کشیدنم پیداست

شکسته میروم و هر دو پا به دنبالم

رسیده سندی شاهک، دوباره می خندد

و من بخاطر مادر دوباره می نالم

حیا نمی کند و بعد زخم سیلی او

به یاد داغ مدینه به یاد نه سالم

اصلاً نمیتونی تصور کنی که زندان موسی بن جعفر چه جور زندانی هست؟ 1 ساعت تو یه اتاق در بسته نگهت دارن بیچاره میشی ، عرصه عالم بهت تنگ میشه ، 14 سال سپر بلای من و تو شد، از این زندان به اون زندان... سندی بن شاهک یهودی ملعون وارد زندان می شد ، دیگه رحم و مروت یادش می رفت ، چنان حضرت رو رو خاک زندان می کشید...

امروز این بدن روی تخته ای از در زندان خارج شد، اما مردم اومدند، درسته موسی جعفر تو شهر غربت از دنیا رفت،اما مردم نگذاشتند غریب بمونه ، اومدند تجلیل کردن، تشییع کردن، بعضی ها نوشتند زنای شیعه بغداد اومدن مهریه هاشونو بخشیدند، اومدن تشییع جنازه موسی بن جعفر، شیعه ها اومدن، شاگردها اومدن، میخوام یه جمله بگم موسی بن جعفر تو غربت غریب نموند، تو شهر غربت غریب نشد، اما مادر من تو شهر خودش غریب شد، تو شهر خودش تو تشییع جنازه... سلمان میگه دیدم در خونمونُ دارن می زنند، در رو باز کردم دیدم حسین سر به دیوار گذاشته ، مادر ما تو شهر خودش هفت نفر غریبانه تابوتشو برداشتند، وقتی علی اومد بدنُ دفن کنه رفت تو قبر، خدایا زهرا رو کی دست علی بده ؟ علی خودش دفن کرد، خودش خاک ریخت، خودش سنگ لحد چید، خودش نشست خاک قبر و با دست صاف کرد ، یه نگاه به آسمون انداخت، فلک دیگه زهرامو ازم گرفتی،چیکار کنه علی؟ اگه الان بچه ها پاشن سراغ مادر و بگیرند....




طبقه بندی: امام موسی کاظم (ع)، اشعار،
برچسب ها: بابا الحوائج، موسی بن جعفر، امام، موسی، کاظم، متوسلین به حضرت زینب، سلام الله علیها،
دنبالک ها: پایگاه یاس کبود،

تاریخ : چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 | 12:22 ب.ظ | نویسنده : مصطفی صادقی | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.
 کد پرچم محرم
فا تولز - ابزار رایگان وبمسترکد پرچم های سه گوش